مجله درهم ورهم
مطالب مفید و زیبا ...
                                                        
درباره وبلاگ

این یه وبلاگ عمومیه و ماهم از این موضوع استفاده کردیم و مطالبی با موضوعات مختلف گذاشتیم تا چیزی کم و کسر نیاد و یه وبلاگ کسل کننده نباشه. اگه شما هم در مورد چیزی مطلبی خواستین تو قسمت نظرات بگین و ما سعی میکنیم حتما و در کمترین زمان یه تاپیک با موضوعی که شما خواستین بذاریم.
لحظات خوشی داشته باشین در پناه خداوند.
مدیر وبلاگ : Mr. Kouri
تبلیغات
نظرسنجی
کارکرد وبلاگ چطوره ؟؟؟







پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 27 دی 1391 :: نویسنده : Mr. Kouri



از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، «لره و هاردی»، «سوفیا لره»، «الیزابت تای لور»، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی كشف كرده كه اسمشو گذاشته «كلر»!


ادامه مطلب ...




یه روز یه بابیی یه دستش قطع شد, خیلی از زندگی ناامید شده بود. راه افتاد تو خیابون یه جا دید یه یارو کنار خیابون قر میده و بالا پیین می پره. رفت جلو دید یارو دوتا دست هم نداره. تعجب کرد به یارو گفت بابا دمت گرم عجب روحیه ی داری با ین وضع قر میدی. یارو گفت برو بابا روحیه چیه کونم میخاره نمیدونم چیکار کنم ... 


.

.

.

.


یه روز یه مداح میخواسته به یه مناسبتی مولودی بخونه، به حضار اعلام می‌كنه: من هر چی گفتم شما بگید: «قربونش برم الهی» از قضا خانم این آقا مداحه، خیاط بوده و آقا اشتباهی دفتر خیاطی خانوم رو با خودش برده بوده! مداح میخونه: «دور كمر شمسی خانم، 2 متره، حضار میگن: «قربونش برم الهی»، دور سینه اقدس خانم 3 متره، «قربونش برم الهی»


.

.

.

.

 

مامانه به بچش میگه که عزیزم و قتی خاله اومد قشنگ میری جلو سلام میکنی میبوسیش بچهه میزنه زیره گریه میگه نه مامان من خاله رو بوس نمیکنم! مامانه میگه ا چرا عزیزم؟ بچهه میگه آخه دیروز که بابا میخواست بوسش کنه زد تو صورتش  


.

.

.

.


افسره جلوی یه ماشین رو می گیره و به راننده می گه شما به خاطر بستن کمربند ایمنی از سوی انجمن حمایت کنندگان از ایمنی جاده ها ۵۰ هزار تومان جایزه بردید. حالا می خواهید با این پول چه کار کنید؟ راننده می گه فکر کنم باهاش برم گواهینامه مو بگیرم! خانمی که کنار راننده نشسته بوده می گه جناب سروان حرفشو گوش ندید شوهر من وقتی مسته یه بند چرت و پرت می گه. روی صندلی عقب یه نفر خوابیده بوده که از شدت سر و صدا بیدار می شه و می گه من از اولشم گفتم با ماشین دزدی نمی شه فرار کرد. یه دفعه یه نفر از صندوق عقب ماشین داد می زنه: ببینم، بالاخره از مرز گذشتیم؟  

 

.

.

.

.


رئیس جمهور آمریکا داشت با نخست وزیر انگلیس صحبت می کرد. یکی از مهمانان جلو آمد و پرسید شما دارید در باره چی صحبت می کنید؟ رئیس جمهور آمریکا جواب داد ما داریم برنامه هی جنگ جهانی سوم را می ریزیم. می خواهیم 14 میلیون نفر را، به علاوه ی یک دندانپزشک بکشیم. مهمان گیج شد و پرسید: چرا می خواهید یک دندانپزشک را بکشید؟ رئیس جمهور رو به نخست وزیر انگلیس کرد و گفت: نگفتم؟ هیچ کس در مورد اون 14 میلیون سوالی نمی کنه !


.

.

.

.


مشكلات كارمندان بخش فنی مایكروسافت :
بخش فنی : شما چه نوع كامپیوتری دارید ؟
مشتری : یدونه سفیدشو دارم!!!


.

.

.

.



مامانه داشته واسه بچش لالایی می خونده. بعد از یه ربع، بچهه میگه: خوب مامان خفه شو می خوام بخوابم!


.

.

.

.


شخصی از خیابون رد می شده، می بینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه می کنه. جلو می ره و می گه چی شده عزیزم؟ پسر بچه می گه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد می گه اینکه گریه نداره! بیا این ۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه می ده! مرد می پرسه دیگه چیه؟ بچه می گه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!


.

.

.

.


شخصی که می خواست بهلول را مسخره کند به او گفت:
دیروز از دور تو را دیدم که نشسته ا ی، فکر کردم الاغی است که در کوچه نشسته! بهلول فوراً جواب داد: منهم که از دور تو را دیدم فکر کردم آدمی به طرف من می آید.


.

.

.

.


 یه دختره هر روز دیر می رفت مدرسه. معلم ازش دلیلشو پرسید. دختره گفت : خانم هر روز صبح که من میام مدرسه یه پسره تو راه هی دنبال من میاد. معلمه گفت: بهش کاری نداشته باش سرتو بنداز پایین و بیا. دختره گفت: خانم من که میام، اون یواش یواش میاد !


.

.

.

.


شخصی در اتوبوس بغل دست زن چاقی نشسته بود از او پرسید: - خانم اسم شما چیه؟ - غنچه. شما وا بشین چی میشین؟؟!!

 

یه نفر دنبال جای پارک می گشت، هرچی بیشتر می گرده کمتر پیدا می کنه، بالاخره به خدا می گه خدایا! اگر جای پارک پیدا کردم قول می دم نماز بخوانم، قول می دم روزه بگیرم... همین طور داشت قول می داد که یک دفعه یک جای پارک پیدا می کنه، می گه: خدا جان! خیلی ممنون! شما لازم نیست زحمت بکشی، من خودم پیدا کردم.








نوع مطلب : جوک، پست های جالب فیسبوکی، 
برچسب ها : جوک، لطیفه، جوک +18، جک، جوک خفن، جک باحال،
لینک های مرتبط :






 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات