مجله درهم ورهم
مطالب مفید و زیبا ...
                                                        
درباره وبلاگ

این یه وبلاگ عمومیه و ماهم از این موضوع استفاده کردیم و مطالبی با موضوعات مختلف گذاشتیم تا چیزی کم و کسر نیاد و یه وبلاگ کسل کننده نباشه. اگه شما هم در مورد چیزی مطلبی خواستین تو قسمت نظرات بگین و ما سعی میکنیم حتما و در کمترین زمان یه تاپیک با موضوعی که شما خواستین بذاریم.
لحظات خوشی داشته باشین در پناه خداوند.
مدیر وبلاگ : Mr. Kouri
تبلیغات
نظرسنجی
کارکرد وبلاگ چطوره ؟؟؟







پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 29 بهمن 1391 :: نویسنده : Mr. Kouri
یه فانتزی دارم برم خواستگاری،پدر عروس ازم بپرسه خوب اقا داماد کار،خونه،ماشین چی دارن؟
من تو چشای پدرو مادرم که زل زدن دارن منو نگاه میکنن نگاه کنم و با عصبانیت بلند شم کلید هاچ بک رو از جیبم در ارم پرت کنم تو چشای پدر عروس بگم
از خدا بترس من اومدم خواستگاری نه خریدوفروش
بعد به بابامامانم بگم پاشید پدر اینا لایقت منو ندارن،تو همین بین چون پدره چشش به سویچ ای پراید افتاده خودشو بندازه رو پاهام بگه قلط کردم هرچی شما بگید ،من یه لحظه تو چشای اذین نگاه کنم بگم ،متاسفم بعد بدون اینکه کلید ارو وردارم با بابا مامانم خانوادگی تو افق محو شیم
یه همچین ادم خر حرفیم ا





یکی از فانتزیام اینه یه روز که دارم از یه خیابون خلوت رد میشم ببینم یه دزد اسلحشو گذاشته رو شقیقه یه خانم داف و میخاد کیفشو خالی کنه ،من خودمو سریع بندازم وسط ماجرا ودر حالی که بزور دارم اسلحه رو از دستش میقاپم به خانمه بگم ،تو به پلیس زنگ بزن،تو همین بین یهو صدای شلیک بیاد ،منو دزده چند ثانیه بدون صدا تو چشای همدیگه نگاه کنیم بعد یهو دزده بیفته رو زمین منم دستامو نگاه کنم که اخشته بخونه،پلیسا برسن و منو بجرم قتل دستگیر کنن
6ماه بعد
من دارم تو دادگاه بیگناهیمو اثبات میکنم ،یه نگا به خانوادم میندازم که دارن هق هق گریه میکنن،یه نگاهم به خانواده مقتول میندازم که خون از چشاشون میچکه میترسم سرمو برمیگردونم
به اذین زنم نگاه میکنم که سر شو تکون میده که یعنی خاک تو سرت که خودتو نخود هر اشی میکنی ،به تو چه اخه
قاضی منو بخاطر قتل به قصاص محکوم میکنه ،
یه ماه بعد تو یه سحرگاه سرد من دمپایی رو پام دارم از پله های سکوی اعدام میرم بالا ،قاضی ازم بپرسه اخرین خواستت چیه؟
بگم میخام اعدامم نکنید،اونم با نماینده دادستان اینا مشورت کنه قبول کنن
منم تو همون وضع تو افق سحرگاهی محو بشم برم




دوستان یه فانتزی دارم توی یه مهمونی بزرگ سر شام یهو تلفنم زنگ بزنه ،گوشی رو وردارم بعد کلی حرف زدن بگم این حرفا چیه اقای وزیر مگه پول منو شما داریم ما،با اقای رییس جمهورم حرف بزنید اگه صلاح میدونن من این چند ملیارد رو وارد بازار کنم،من همه جوره هاضرم به دولت کمک کنم تو این بهران ارزی ،بعد بگم به خانم بچه ها سلام برسونید.تلفنو قطع کنم ،بعد به مهمونا که با دهان باز دارن منو بگا میکنم بگم ببخشید اقای وزیر بعد موقع زنگ زدن ،احمد جون بی زحمت اون کاسه ترشی رو بده یکم ازش بکشیم،(نکته:چون سر شام هستیم نمیتونم شامو ول کنم بر پیه افق )

یکی از فانتزیام اینه که...
.
.
.
.
تو دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه ک بهت صفر میدم...
بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم ب دیوار بگم...
منو از نمره میترسونی من زندگیمو باختم استاد...
برو از خدا بترس.... :|
بهد که همینجور همه دارن برام دست میزنن و با هم دیگه ازم تعریف میکنن برم تو افق محو بشم:|




فحش جدید یاد گرفتم :))
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
برو عمتو از افق جمع کن




دوستان یه فانتزی دارم من دکتر باشم و چون دو سه روزه بخاطر هدیه والنتاین گوشیمو خاموش کردم از دوست دخترم هیچ خبری نداشته باشم،تو اتاق پزشکان نشسته بام یدفه تو بلندگو بگه*دکتر امیر بانمک به اتاق عمل. دکتر امیر.....*من پاشم برم اتاق عمل.ببینم یکی رو گذاشتن رو تخت عمل کلیم خون ازش رفته ،از دستیارام وضیت بیمارو بپرسم،یه پرستار با لحن ارومی بگه بیچاره چون دوست پسرش خودشو ازش قایم کرده بوده خودزنی کرده،من با حالت شوخی بگم حتما بخاطر والنتاین بوده نامرد،بعد ک رفتم بالا سرش یهو چشمم به نازنین دوست دخترم بیفته یهو قلبم تیر بکشه ،دادبزنم دستگاه اکسیژن رو وصل کنید این یکی باید زنده بمونه کلاس اموزشی تعطیل،بعد دانشجوایه پزشکی بگن دکتر اینو واسه تشریح اورده بودن،من بگم نه اینو باید زنده تحویل بدیم،،در حین عمل منم مدام به اونی که والنتاینو درست کرده لعنت پدرو مادر بدم،....
6ساعت بعد
من تو اتاق نازنین بالاسرشم ،اونم یدفه چشماشو باز کنه نگاه کنه تو چشام یه قطره اشک از گونه هاش بریزه پایین یدفه بگه امیر اون نور رو نگاه کن من که به افق نگاه میکنم تا برگردم ببینم مرده






یکی از فانتزی هام اینه که یه دفعه با ناراحتی بیام پشت pc بعد بیام تو پیج یه فانتزی بزارم لایک زیاد بخوره منم دیگه دق مرگ شم و تو افق گروه محو بشم..
.
.
.
.
.
چیه دنبال چی میگردی این دفعه دیگه قرار نیست بمیرم....





یکی از فانتزیام اینه که یه دفعه که دارم از خیابون میگردم یه مغازه یه اهنگ پخش کنه منم برم تو جو اهنگ و اونجا شروع کنم به رقصیدن اونم چه رقصیدنی زود مردم گوشی هاشونو در بیارن و ازم فیلم بگیرن و اهنگ که تموم شد همه برام دست بزنن منم به سمت خونه محو بشم فردا که از خواب بیدار میشم از you tube باهام تماس بگیرن بگن کلیپ شما پر بیننده ترین کلیپ شده و بهتون یک ملیارد دلار میدیم منم برم یک ملیارد دلار رو بگیرم( حقمم بود ها ندیدید چه رقصی کردم) و برم وسایلو برای رفتن به افق جمع کنم و همین که میخوام برم تو افق محو بشم( همون دم در افق ها) داداشم چند تا لگد بهم بزنه بیدارم کنه....










نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : افق، نوشته های افقی، جوک، جک، جک درباره افق،
لینک های مرتبط :






 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic