تبلیغات
مجله درهم ورهم - جنگ پلوپونز ( قسمت اول)
 
مجله درهم ورهم
مطالب مفید و زیبا ...
                                                        
درباره وبلاگ

این یه وبلاگ عمومیه و ماهم از این موضوع استفاده کردیم و مطالبی با موضوعات مختلف گذاشتیم تا چیزی کم و کسر نیاد و یه وبلاگ کسل کننده نباشه. اگه شما هم در مورد چیزی مطلبی خواستین تو قسمت نظرات بگین و ما سعی میکنیم حتما و در کمترین زمان یه تاپیک با موضوعی که شما خواستین بذاریم.
لحظات خوشی داشته باشین در پناه خداوند.
مدیر وبلاگ : Mr. Kouri
تبلیغات
نظرسنجی
کارکرد وبلاگ چطوره ؟؟؟







پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


جنگ پلوپونز

قسمت اول




پلوپونز. [ پ ِ ل ُپ ُ ن ِ ] (اِخ ) (جنگ …) این نام بجنگ تاریخی که از سال ۴۳۱ تا ۴۰۴ ق . م . بین اسپارت و آتن ادامه یافت و بتخریب آتن منتهی شد اطلاق میگردد. چند واقعه ٔ فرعی از قبیل مداخله ٔ آتن در مشاجرات کرسیر و کرنت موجب خصومت
و مجادله گردید ولی علت اصلی جنگ پلوپونز در تعقیب جنگهای مادی تفوق بحری آتن ایونی و دارای حکومت عامه (دموکراسی ) بود چه بر ضد او ملل برّی دُری که دارای حکومت اشرافی بودندعصیان کردند. جنگ پلوپونز بسه قسمت تقسیم میشود: از۴۳۱ تا۴۲۱ ق . م : جنگجویان متقابلاً سرزمین های طرف مقابل را خراب میکردند بدون آنکه به نتیجه ٔ قطعی برسند. این دوره با صلح نی سیاس که صلح را به مدت پنجاه سال تضمین میکرد (ولی در ۴۱۶ دوباره آتش جنگ شعله ور شد) بپایان میرسد. از ۴۱۶ تا ۴۱۳ ق . م . دوره ٔ دوم این جنگ است . در این مدت اسپارتیان به صقلیه (سیسیل ) حمله بردند و جهازات بحری و سپاهیان آتنی را در مقابل سیراکوز شکست دادند و منهدم ساختند. دوره ٔ سوم از ۴۱۲ق . م . آغاز می شود: آتنیان در مقابل ملیط (میله ) واقع در سی زیک بر ارژینوزها غلبه کردند ولی اسپارتیان که با وجوه دولت ایران تقویت میشدند لامپ ساک را تسخیر کردند و در اگس پتاُمس بسال ۴۰۵ پیروز شدند و به ملت آتن حکومت مرتجع و خشن سی جابر را تحمیل کردند. در تاریخ ایران باستان آمده است : آتن پس از جنگهای ایران و یونان بواسطه ٔ لیاقت رجالی مانند تمیستوکل ، آریستید، سیمون ، می رونید و ناطقینی مثل پریکلس ، ایزوکرات و پیروان او در یونان برتری یافت و اتحادی موسوم به اتحاد دِلُس منعقد کرد و نیز دولت آتن دیوارهای آتن و بنادر آن را بساخت و دارای بحریه ٔ قوی گردید ولی طولی نکشید که این قوت آتن باعث تشویش همسایگان او مانند تِب و کرَنت شد و چون اسپارت هم با نظر خصومت به قوّت یافتن آتن و ساخته شدن دیوارهای آن مینگریست تبی ها و کرنتی ها بالطبع متمایل به اسپارت شده با آن عهد اتحادی بستند تا از بزرگ شدن آتن جلوگیری کنند چه همه بیم آن را داشتند که آتن پس از چندی شهرها یا دولت های کوچک یونان را بلعیده بعد اسپارت را هم مطیع خود کند. معلوم است که هواخواهان آتن هم تصمیم بر تقویت آن کردند و بدین منوال تمام یونان به دو قسمت تقسیم شد: ۱- تمام شبه جزیره ٔ پلوپونس با یونان مرکزی در تحت ریاست اسپارت درآمد ۲ – جزائر دریای اِژه (بحرالجزائر) با سواحل این دریا در تحت فرماندهی آتن قرار گرفت خصومتی که از تباین منافع حاصل شد بر ضدّیت هائی که از دیرگاه بین یونانی ها وجود داشت افزود، چنانکه بی تردید میتوان گفت ،که جنگ پلوپونس از سه سرچشمه آب میخورد: ۱ – از سایش یا اصطکاک منافع مادّی . ۲ – از ضدیت قومی بین یُنیانها و دُریانها (آتنی ها یُنیانی و لاسدمونی ها دُریانی بودند). ۳ – از مباینت حکومت ملی با اشرافی ، چه ازآنچه در فوق ذکر شده معلوم است که آتن نماینده ٔ اوّلی بود و اسپارت نماینده دوّمی . بنابراین جای تعجّب نیست که جنگ دو گروه یونانی با یکدیگر محدود بخاک یونان نگشت بل به تمام صفحات یونانی نشین یعنی بسواحل آسیای صغیر و تراکیه و قبرس و ایطالیا و غیره سرایت کرد و در شهرهای یونانی مردم به دو بخش تقسیم شده در سر حکومت ملی یا اشرافی چنان بجان یکدیگر افتادند که تاریخ کمتر نظائر آن را نشان میدهد. جهت بلاواسطه ٔ جنگ شورشی بود که کُرسیر مستعمره ٔ کُرنت ، بر ضدّ شهر مادری خود کرد. کُرنتی ها شکایت این قضیه را به اسپارت بردند و دولت مزبور چاره را در جنگ دید. نایره ٔ این جنگ ۲۷ سال مشتعل بود (۴۳۱-۴۰۴ ق . م ). وُلات ایرانی در آسیای صغیر بخصوص تیسافرن چنانکه بیاید، از مشغول شدن یونان به خود فرصتی یافته کارهائی با آتن و اسپارت کردند که شرح آن را توسیدید و گزنفون شاهدین جنگهای مزبور نوشته اند و در جای خود ذکر خواهد شد.

سفارتهای یونان در دربار شوش :

از منبع یونانی چنین مستفاد میشود که پس از اشتعال نایره ٔ جنگ آتن و اسپارت هر دو سفارت هائی بدربار شوش فرستاده اند ولی معلوم نیست که نتیجه ٔ این سفارتها چه شده و اردشیر چه جوابی داده است ، پس از بهره مندی تیسافرن در گرفتن پی سوت نس داریوش به وعده ٔ خود وفا کرده او را والی لیدیه و فرناباذ را والی ایالتی کرد که در ساحل هلس پونت واقع بود. در این زمان چنانکه بالاتر گذشت جنگهای درونی یونان شروع شده بود و آتن و اسپارت با ابرامی هر چه تمامتر با هم میجنگیدند و هر یک از طرفین میخواستند برای غلبه ٔ بر دیگری کمکی از ایران بگیرند ولی تیسافرن از بدو ورود به ایالت خود سیاست خود را بر این قرار داد که تا ممکن است بهیچ کدام از طرفین کمک نکند و اگر دید طرفی دارد فائق می آید بطرف دیگر کمک کند تا زمانی که طرف قوی ضعیف گردد و چون ضعیف بواسطه ٔ کمک ایران قوی شد ازرسانیدن کمک دریغ دارد تا باز از قوّت او بکاهد و بدین منوال نه غالب معلوم گردد و نه مغلوب و جنگ هم به درازا کشد. تیسافرن چنین حساب می کرد که در نتیجه ٔ جنگ طولانی یونان بقدری ناتوان خواهد گشت که هیچ یک از دول آن دیگر در فکر حمله به مستملکات ایران در آسیای صغیر نخواهد بود. بنا بر این سیاست در اوائل جنگ مزبور تیسافرن چنین تشخیص داد که ایران هیچ گونه کمکی به آتن یا اسپارت نکرده آنها را بخود واگذارد و داریوش هم با این نظر موافق بود ولی پس از آنکه سفر جنگی آتنی ها بجزیره ٔ سیسیل کاملاً به عدم بهره مندی آنها خاتمه یافت ، تیسافرن بدربار ایران پیشنهاد کرد که دولت به اسپارتیها کمک بکند جهات این پیشنهاد چنین بود: اولاً آتن در دریاها بر اسپارت برتری داشت و مانع بود از اینکه مستعمرات یونانی در آسیای صغیر در تحت اطاعت ایران درآیند، از طرف دیگر دربار ایران نمیخواست از باج مستعمرات یونانی صرف نظر کند و از وُلات خودآن را مطالبه میکرد. ثانیاً لیکون آتنی و سپاهیان اجیر آتن به پی سوت نس بر ضد داریوش کمک کرده بودند و آمُرگِس پسر پی سوت نِس ، که با داریوش مخالفت میکرد با سپاهیان آتنی در جزیره ٔ یازُس نشسته بود. بالاخره ایرانیها خوب بخاطر داشتند که زحمات وارده ٔ بر آنها از زمان داریوش اوّل تا آن روز با پیش قدمی آتنی ها شروع می شد و غالباً موافق منظور آنها خاتمه می یافت .

اتحاد ایران با اسپارت : بنا بر جهاتی که ذکر شد دربار ایران پیشنهاد تیسافرن را پذیرفت و او باخالسیدِاُس نماینده ٔ اسپارت معاهده ای بست ، که مضمون آن ، چنانکه توسیدید گوید (کتاب هشتم ، بند۱۸) چنین بود: ۱ – تمام ممالک و شهرهائی ، که در تصرّف شاه اند یا متعلق به اجداد او بودند، در تحت اطاعت او باقی خواهند ماند. ۲ – شاه و لاسدمونیها و متحدین آنها مانع خواهند شد از اینکه آتنی ها از این شهرها که منبع عایدات آنها است ، چیزی به هر اسم و رسم که باشد، دریافت دارند. ۳ – شاه و لاسدمونیها و متحدین آنان معاً با آتنی ها جنگ خواهند کرد و جائز نخواهد بود که شاه یا لاسدمونیها و یا متحدّین آنان بی رضایت یکدیگر با آتنی ها صلح کند. ۴ – اگر کسانی از اتباع شاه بر ضدّ او باشند دشمن لاسدمونیها و متحدین آنان نیز بشمار خواهندرفت . ۵ – اگر کسانی از اتباع لاسدمونیها برضد آنان قیام کنند دشمن شاه نیز محسوب خواهند شد (۴۱۴ ق . م ). در آتن همینکه شنیدند اسپارتی ها با ایران داخل مذاکره شده اند متوحش گشتند ولی کاری نتوانستند بکنند. اتحاد ایران با اسپارت باعث شد که جزیره ٔ خیوس و شهر می لِت بر آتنی ها شوریده به تیسافرن تسلیم شدند و تیسافرن ارگی در می لِت ساخته ساخلویی در آنجا گذاشت . بعد بحریه ٔ اسپارت حمله به جزیره ٔ یازُس کرد و چون آتنی ها نتوانستند کاری کنند سپاهیان اجیر یونانی که دور آمُرگِس جمع شده بودند به تیسافرن اظهار انقیاد کردندولی سپاهیان ایرانی نسبت به آمُرگِس باوفا ماندند. بعد لاسدمونیها چنانکه بالاتر ذکر شد، به هر سری یک دریک گرفته و سایر سکنه ٔ یازُس را به تیسافرن واگذاردند و او آمرگس را بشوش فرستاد و در آنجا گویا او را هم مانند پدرش بدار آویختند. پس از آن لاسدمونیها پنداشتند معاهده ای که بین خالسیدُاس و تیسافرن منعقد شده ناقص است و چنانکه می شایست و می بایست بنفع اسپارت بسته نشده . این بود که از حضور ثرامنس یکی از رجال خود در توریوم استفاده کرده معاهده ٔ دیگری منعقد کردند. مضمون معاهده این بود (توسیدید کتاب هشتم ، بند۳۷): «نظر به موافقتی که بین لاسدمونیها و متحدین آنان از یک طرف و شاه داریوش و اولاد شاه مزبور و تیسافرن از طرف دیگر بعمل آمده بین آنها صلح و مودّت بشرائط ذیل برقرار خواهد بود: ۱ – تمام صفحات و شهرهائی ، که متعلق بشاه است یا متعلق به پدر و اجداد او بود معرض جنگ یا خسارتی از طرف لاسدمونیها یا متحدّین آنها واقع نخواهند شد. ۲ – لاسدمونیها یا متحدّین آنان هیچ گونه باجی از این ممالک نخواهند گرفت . شاه داریوش یا تبعه ٔ او با لاسدمونیها و متحدّین آنان در جنگ نخواهند شد و خسارتی به آنها واردنخواهند کرد. ۳ – اگر لاسدمونیها و متحدین آنها از شاه خواهشی کنند یا شاه از لاسدمونیها و متحدین آنان تقاضائی کند و تقاضای طرفی را طرف دیگر بپذیرد آنچه در نتیجه ٔ آن کنند صحیح خواهد بود. ۴ – طرفین معاً باآتنی ها و متحدین آنان جنگ خواهند کرد. ۵ – اگر بخواهند صلح کنند، عهد صلح باید با شرکت یکدیگر منعقد شود. ۶ – هر سپاهی که کیهان بتقاضای شاه در خاک او اقامت کند، مخارجش را باید شاه بپردازد. اگر شهری ، که با شاه معاهده ای منعقد کرده بر ضدّ حکومت او باشد سایر شهرها مخالفت و از حقوق شاه دفاع خواهند کرد. ۷ – اگر شهری که جزو مملکت شاه یا در تحت اطاعت او است ، به خاک لاسدمونی ها یا متحدین آنان تجاوز کند شاه مخالفت و از حقوق آنان دفاع خواهد کرد». از مقایسه ٔ این معاهده با معاهده ٔ اوّلی روشن است ، که لاسدمونیها و متّحدین آنان خواسته اند از مسئولیت خود بکاهند و با این نظر هر تعهدی که لاسدمونیها راجع به عدم تجاوز به مستملکات شاه کرده اند نسبت بخودشان و متحدینشان است ،نه نسبت به آتنیها و متحدین آنان بنابراین لاسدمونیها مسئول تجاوزات آتنی ها بخاک ایران و خسارت وارده ازاین جهة نشده اند و دیگر اینکه مخارج قشون لاسدمونی که به میل شاه داخل خاک ایران می شود بعهده ٔ شاه است ونیز طرفین حق دلتنگی یا رنجش از یکدیگر از بابت عواقب تقاضائی که کرده اند، ندارند. علاوه بر این باید درنظر داشت ، که در معاهده ٔ اوّلی بند اوّل فوق العاده بنفع ایران بود و چون نمیتوان گفت که لاسدمونیها بمعنی آن پی نبرده معاهده را امضاء کرده بودند، این بند میرساند که در آن موقع لاسدمونیها احتیاج شدید به کمک ایران داشته اند. در معاهده ٔ ثانوی این بند به شکل دیگر ابقاء شده . توضیح آنکه در بند یک معاهده ٔ اوّلی تصریح شده : «تمام ممالک و شهرهائی که در حیطه ٔ اقتدار شاه اند یا متعلق به اجداد او بوده اند در تحت حکومت او باقی خواهند بود» و چون در زمان داریوش اوّل تراکیه و مقدونیه و جزائر بحرالجزائر و در زمان خشایارشا چندی تسّالی و تِب و غیره یعنی یونان شمالی و وسطی جزو ایران بودند این مادّه به ایران حَق ّ میداد که این ولایات را استرداد کند. و در معاهده ٔ دوّم لاسدمونیها و متعهدین آنان متعهد میشوند که ممالک شاه بهمان حدودی که در معاهده ٔ اوّلی تصریح شده معرض جنگ و خسارت واقع نگردد و عبارت «باقی خواهد بود» حذف و تا یک اندازه بنفع اسپارت اصلاح شده است . باری پس از آنکه تیسافرن تا اندازه ای بمقصود خود رسید یعنی شهر می لِت و جزیره ٔ خیوس تابع ایران شدند جزیره ٔ یازُس هم بتصرف ایران درآمد و آمرگِس دستگیر گردید از احتیاج اوبه لاسدمونیها کاست و نسبت به آنها سرد شد، بخصوص که در این موقع آلسیبیاد آتنی در نزد تیسافرن بر ضد اسپارتیها کار میکرد در اینجا مقتضی است این شخص را معرفی کنیم .

ادامه دارد...



وبلاگ ما را  شر کنید.  




نوع مطلب : افسانه و تاریخ، 
برچسب ها : جنگ پلوپونز، داستان، افسانه، تاریخ، جنگ، پلوپونز، جنگهای پلوپونز،
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر