مجله درهم ورهم
مطالب مفید و زیبا ...
                                                        
درباره وبلاگ

این یه وبلاگ عمومیه و ماهم از این موضوع استفاده کردیم و مطالبی با موضوعات مختلف گذاشتیم تا چیزی کم و کسر نیاد و یه وبلاگ کسل کننده نباشه. اگه شما هم در مورد چیزی مطلبی خواستین تو قسمت نظرات بگین و ما سعی میکنیم حتما و در کمترین زمان یه تاپیک با موضوعی که شما خواستین بذاریم.
لحظات خوشی داشته باشین در پناه خداوند.
مدیر وبلاگ : Mr. Kouri
تبلیغات
نظرسنجی
کارکرد وبلاگ چطوره ؟؟؟







پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 6 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : Mr. Kouri



fu2589


اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟

دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید

اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!

مامان گفت نوید کیه؟

گفتم: پسر آقای …

گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده






ادامه مطلب


نوع مطلب : جوک، پست های جالب فیسبوکی، اس ام اس، 
برچسب ها : اعتراف های تکان دهنده خنده دار، اعتراف های تکان دهنده، اعتراف تکان دهنده خنده دار، اعتراف، جک، اس ام اس جک، اس ام اس جوک جدید، اس ام اس جک 92،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 29 فروردین 1392 :: نویسنده : Mr. Kouri

یه مَثَل ایرانی هست که میگه:
عمر دست خداست، پراید وسیله است!




ادامه مطلب


نوع مطلب : جوک، پست های جالب فیسبوکی، 
برچسب ها : جک، جوک، جوک 92، نوشته خنده دار،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 30 اسفند 1391 :: نویسنده : Mr. Kouri

خب بسه دیگه ، غم ها رو میذاریم کنار حالا یه خورده غصه میخوریم !
رژیممون به هم نخوره

...............

یه سوال بدجور ذهنمو درگیر کرده : قدیما که یخچال نبود مردم که حوصلشون سر میرفت چیکار میکردن ؟
همیشه در هر فداى سرت یه خاک بر سرت به صورت مستتر و بالقوه وجود داره !
……………….
بدترین شکستمو وقتی خوردم که با عشق و امید گره هندزفریمو باز کردم ولی دیدم گوشیم شارژ نداره
هنوز کمر راست نکردم !


ادامه مطلب


نوع مطلب : پست های جالب فیسبوکی، جوک، 
برچسب ها : جک های جدید سال 92، جک های جدید، جک های سال 92، جک 92، جک، جک جدید، جک خفن،
لینک های مرتبط :




دوشنبه 28 اسفند 1391 :: نویسنده : Mr. Kouri
یه سوال توی ذهنمه بدجور !
تصور کنین رفتین آمپول بزنین بعد اون دکتر آمپول رو وارد بدنتون کرده و داره تزریق میکنه که یه دفعه یه عطسه خفن بکنین …
چی میشه اونوخت ؟

::
اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه ؛ فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم …
::
::
یه دفتر خریدم ١١تومن، موندم توش بنویسم یا قاب کنم بزنم به دیوار…
::
::
طوری که یه آهنگ آدمو به گذشته برمیگردونه، ماشین زمان هم نمیتونه اون طوری برگردونه…
فیزیکدانا زیاد زور نزنن…
::
::
دانشجوی عزیز !
دوست تحصیل کرده ی من !
شمایی که فردا میخواین دکتر مهندس این مملکت بشین !
وااااقعا نمیدونی تو کلاس باید موبایلت رو خاموش کنی ؟
نمی بینی خوابیم !
::
::
دخترایی که امسال دانشجو شدید ، هیچ فکر کردید که چی بپوشید ؟
::
::
از این به بعد میخوام یه دستکش آشپزخونه باد کنم هر شب از زیر لحاف بذارم بیرون تا این پشه ها باهاش مشغول باشن سرویس بشن !
::
::
فولادی ترین اراده رو کسی داره که برای حفظ سلامتیش به موقع از پای فیس بوک بلند بشه و بره دسشویی …
این آدم به جایی رسیده که لذتهای دنیا براش تموم شدست !
::
::
از والدین محترم تقاضا دارم وقتی توی یه محیط پر رفت و آمد بچه تون رو به صورت افقی بغل میکنین ، حتما کفشاشو دربیارین …
::
::
شروع فصل حساسیت ، عطسه ، آویزانی دماغ ، یادآوری وحشت از شروع درس و مشق، آنفولانزا ، پنی سیلین و هزاران پدیده‌ی قشنگ دیگر مبارک باد …
::
::
همه مخترعین میرن بهشت … به جز مخترع زنگ ساعت !
::
::
از اینکه فرزندانم در آینده چه باباى باحالی دارند واقعا بهشون غبطه میخورم !
::
::
آیفون ۵ هم اومد ، خاک بر سرت تو که هنوز نیومدی …
::
::
کاش وقتی یه چیز جدید به یخچال اضافه میشد واسمون یه نوتیفیکیشن میومد !
::
::
به بعضی از دوستان هم باید گفت :
تردمیل میخوای چی کار ؟ اعصاب من که هست !




ادامه مطلب


نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : جوک خفن، جوک، جک خفن، جک، خفن، جوک خفن +18، جوک +18،
لینک های مرتبط :




یکشنبه 29 بهمن 1391 :: نویسنده : Mr. Kouri
یه فانتزی دارم برم خواستگاری،پدر عروس ازم بپرسه خوب اقا داماد کار،خونه،ماشین چی دارن؟
من تو چشای پدرو مادرم که زل زدن دارن منو نگاه میکنن نگاه کنم و با عصبانیت بلند شم کلید هاچ بک رو از جیبم در ارم پرت کنم تو چشای پدر عروس بگم
از خدا بترس من اومدم خواستگاری نه خریدوفروش
بعد به بابامامانم بگم پاشید پدر اینا لایقت منو ندارن،تو همین بین چون پدره چشش به سویچ ای پراید افتاده خودشو بندازه رو پاهام بگه قلط کردم هرچی شما بگید ،من یه لحظه تو چشای اذین نگاه کنم بگم ،متاسفم بعد بدون اینکه کلید ارو وردارم با بابا مامانم خانوادگی تو افق محو شیم
یه همچین ادم خر حرفیم ا





یکی از فانتزیام اینه یه روز که دارم از یه خیابون خلوت رد میشم ببینم یه دزد اسلحشو گذاشته رو شقیقه یه خانم داف و میخاد کیفشو خالی کنه ،من خودمو سریع بندازم وسط ماجرا ودر حالی که بزور دارم اسلحه رو از دستش میقاپم به خانمه بگم ،تو به پلیس زنگ بزن،تو همین بین یهو صدای شلیک بیاد ،منو دزده چند ثانیه بدون صدا تو چشای همدیگه نگاه کنیم بعد یهو دزده بیفته رو زمین منم دستامو نگاه کنم که اخشته بخونه،پلیسا برسن و منو بجرم قتل دستگیر کنن
6ماه بعد
من دارم تو دادگاه بیگناهیمو اثبات میکنم ،یه نگا به خانوادم میندازم که دارن هق هق گریه میکنن،یه نگاهم به خانواده مقتول میندازم که خون از چشاشون میچکه میترسم سرمو برمیگردونم
به اذین زنم نگاه میکنم که سر شو تکون میده که یعنی خاک تو سرت که خودتو نخود هر اشی میکنی ،به تو چه اخه
قاضی منو بخاطر قتل به قصاص محکوم میکنه ،
یه ماه بعد تو یه سحرگاه سرد من دمپایی رو پام دارم از پله های سکوی اعدام میرم بالا ،قاضی ازم بپرسه اخرین خواستت چیه؟
بگم میخام اعدامم نکنید،اونم با نماینده دادستان اینا مشورت کنه قبول کنن
منم تو همون وضع تو افق سحرگاهی محو بشم برم




دوستان یه فانتزی دارم توی یه مهمونی بزرگ سر شام یهو تلفنم زنگ بزنه ،گوشی رو وردارم بعد کلی حرف زدن بگم این حرفا چیه اقای وزیر مگه پول منو شما داریم ما،با اقای رییس جمهورم حرف بزنید اگه صلاح میدونن من این چند ملیارد رو وارد بازار کنم،من همه جوره هاضرم به دولت کمک کنم تو این بهران ارزی ،بعد بگم به خانم بچه ها سلام برسونید.تلفنو قطع کنم ،بعد به مهمونا که با دهان باز دارن منو بگا میکنم بگم ببخشید اقای وزیر بعد موقع زنگ زدن ،احمد جون بی زحمت اون کاسه ترشی رو بده یکم ازش بکشیم،(نکته:چون سر شام هستیم نمیتونم شامو ول کنم بر پیه افق )



ادامه مطلب


نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : افق، نوشته های افقی، جوک، جک، جک درباره افق،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 27 دی 1391 :: نویسنده : Mr. Kouri



از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، «لره و هاردی»، «سوفیا لره»، «الیزابت تای لور»، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی كشف كرده كه اسمشو گذاشته «كلر»!


ادامه مطلب ...






ادامه مطلب ...


نوع مطلب : جوک، پست های جالب فیسبوکی، 
برچسب ها : جوک، لطیفه، جوک +18، جک، جوک خفن، جک باحال،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 20 دی 1391 :: نویسنده : Mr. Kouri
با این وضع درس خــــــــــوندن و فیـــسبوک اومدن

آخرش میرم سر جلسه امتحان زیر همه سوالا لایک میزنم میام بیرون :|


.

.

.

.

.


اصلن شورشعف خاصى توى جمله *دیدی گفتم*وجودداره لامصب یه جوراحساس دانایى خفن به آدم دست میده اون لحظه=))


.

.

.

.

.


یکی از فانتزیام اینه

وقتی دارم تو خیابون راه میرم

ی ماشین به سرعت بیاد سمت ی عابر پیاده (ترجیحا دخدر) :دی

بعد با صدای بلند بگم خــــــــــانــ ­ـــــــــم مــواظـــــــب بـــــاش !

بعد صدامو نشنوفه خودمو با سرعت به طرفش پرت کنم

و نجاتش بدم بعد بیوفتیم روی هم طوری که صورت رو صورت بشیم اونم میخواد منو ببوسه

ولی من یهو یاده دوس دخدرم بیوفتم

دستمو بزارم جلو لبِش بگم متاسفم بعد پاشم

خودمو بتکونم در حالی که دارم میرمُ تو اُفق محو میشم

بهم بگه : فقط اسمـتو بهم بگو !

منم با ی لبخند نـرم بـگم :

ی غــریــبه و تو افق ناپدید بشم بدون سیگار چون بابام اگه فهمید جرم میده

به نظرتون تحریما رو من اثر داشته....؟


.

.

.

.


.سخته درسم...

رسیده وقت رفتن...

به سر امتحانی که میدونم تهش ردم...

حس میکردم حرفای استاد با خرخوناشه

اونجا بود که فهمیدم این قصه اولاشه

وقت امتحانو ریدنه به برگمه...

و خودت میدونی که ریدم الکی جو نده

حرفای خونوادمم که نمک زخممه...

و تنها دلخوشیمم ترم های بعدمه...

او باز منمو حسرت یه نمره ی بیست...

که استاد بنویسه، تو گوشه ی لیست

میدونی چند بار افتادم برای یه درس بگذریم

دیگه بیست گرفتنشم برام مهم نیست...

توکه میدونستی دانشجوی ترم اخرتم ..

بگو با من دیگه چرا د اخه نوکرتم...





نوع مطلب : پست های جالب فیسبوکی، جوک، 
برچسب ها : جـــــــک، جک، اس ام اس، خنده دار، جوک،
لینک های مرتبط :




یکشنبه 3 دی 1391 :: نویسنده : Nazanin N

 

یکی از شیرین ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که:
ناظم یا معلم پرورشی سر زنگ ریاضی میومد در کلاس
میگفت بچه های گروه سرود میتونن برن!
یادش گرامی باد :oops:
.
.
.
به کافه چی گفتم همان همیشگی . . .
نگاه سنگینش را به چشمانم انداخت و گفت :
خفه بابا ، مثه آدم بگو چی می خوری ؟! :|
.
.
.
رفیقم از آلمان اومده، امروز بردمش استادیوم آزادی،
میگه اینجا اینترنت وایرلس نداره؟
بردم توالتها رو نشونش دادم،
تا آخر بازی به دوردستها خیره شد :)
.
.
.
فقط یه ایرانی میتونه چند روز خونه یه بدبختی تلپ کنه و حسابی بریزه و بپاشه
،
و یارو رو تا مرز ورشکستگی پیش ببره و وقتی برگشت خونه بگه:
“آخیییییش هیچ جا مثل خونه خود آدم نمیشه”

.

.

.

بَ رَ بَ بَ چیست؟
همون برو بابای خودمونه
اینو در پاره مواقع با دهنی کج، واسه تضعیف روحیه طرف بکار میبرن ! :|
.

.

.

به زنه میگن چند درصد دعاهات مستجاب میشه ؟
میگه : فقط ۵۰%
میگن ازکجا فهمیدی ؟
میگه : ازخدا خواستم شوهرم خرپول باشه ، خر هست اما پول نداره ! :D

بقیشو بفرمایید ادامه مطلب



ادامه مطلب ...


نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : جک، جوک، جک زیر نافی، لطیفه، خنده، شادی، جوک +18،
لینک های مرتبط :




سه شنبه 21 آذر 1391 :: نویسنده : Mr. Kouri
یارو دو طرف باسنش عکس دوتا آخوندو خال کوبی میکنه ,
 میگیرن اعدامش میکنن
جرمش رو مینویسن
ایجاد شکاف در بین روحانیت .





این پسرایی که موقع رانندگی یه وری میشینن فرمونو با یه دست صاف میگیرن و پشت بازو نشون میدن و خیلی تو حس میرن ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خیلی سکسی میشین کصافططططا :-"






ادامه مطلب رو بفشاریـــــــــــــــد 





ادامه مطلب ...


نوع مطلب : پست های جالب فیسبوکی، جوک، 
برچسب ها : نوشته های خنده دار، خنده دار، جک، جوک، لطیفه،
لینک های مرتبط :






 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات